وزنه بردار کوچک
این مرد کوچک در سن 1 سال و 10 ماه و 5 روزگی استعداد وزنه برداری اش شکوفا شد ...
مسواک موش موشک
مسواک هم خیلی خوشحال بود که با موش موشک دوست شده ...
هزارپا غوله
روپوش مدرسه ی شیر کوچولو
بچه شیر بازیگوش ، رنگ روپوش مدرسه اش را دوست نداشت. یک روز صبح روپوشش نبود. زیر تخت نبود. بالای کمد نبود. توی کشو هم نبود. بچه شیر می خواست بدون روپوش به مدرسه برود. بچه موش گفت:"بیا روپوش مرا بپوش." یک دست بچه شیر که توی روپوش رفت، روپوش موش پاره شد. بچه موش عصبانی شد. روپوش را گرفت و به خانه اش برگشت. بچه فیل گفت:"بیا روپوش مرا بپوش." شیر کوچولو یک دستش را توی روپوش کرد. یک پایش را و آن یکی دستش را و سرش را. وای! دیگر چیزی از شیر کوچولو پیدا نبود. شیر کوچولو توی روپوش گم شد. روپوش فیل خیلی بزرگ بود. بچه شیر از توی روپوش بیرون پرید. فیل گفت...
میخوام برات قصه بگم شنگول منگول حبه انگور
مامان شنگول و منگول و حبه انگور یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود. یه بزی بود سه تا بچه داشت یکی شنگول یکی منگول و یکی هم حبه انگور. روزی از روزها مامان بزه به بچه هاش گفت : من می رم برای شما علف بیارم مبادا شیطونی بکنین. اگه گرگه اومد در زد در براش باز نکنین.اگه گفت من مادر شمام بگین دستت رو از لای درز در تو بکن اگه دیدین دستش سیاه است در رو باز نکنین اما اگه قرمز بود می فهمین که مادرتون برگشته. نگو که گرگه گوش وایساده بود همچین که بزه رفت دستش رو با حنا قرمز رنگ کرد و اومد در زد بچه ها پرسیدند"کیه؟" گرگه گفت :در رو واز کنین و...



